خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

325

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

مقدمه را به دو قياس اثبات كنيم ، نبايد هردو را حذف كنيم . بهتر آن است مقدمه‌اى كه قياس آن به مطلوب نزديك‌تر است ، حذف شود . زيرا آن‌چه به مطلوب دور تر است ، ممكن است فراموش شود و نياز به يادآورى داشته باشد . قياس مركب بر دو نوع است : قياس موصول ، قياس مفصول . قياس موصول ، قياسى است كه نتايج را در جاى خود ذكر كرده ، هرگاه آن نتايج در مقدمات قياسى ديگر لازم باشند ، تكرار شوند ، مانند كل الف ب و كلّ ب ج فكلّ الف ج و كل الف ج و كل ج د و فكلّ الف د . همين‌طور است اگر مقدمهء دوم يعنى كل ج د به قياسى ديگر اثبات شده باشد . اما قياس مفصول ، قياسى است كه نتايج آن حذف شده باشد ، مانند كل الف ب و كل ب ج و كل ج د فكل الف د . بعضى به قياس موصول ، به قياس مفصول ، مفصل نيز گفته‌اند . اگر در اثناى قياس مفصل ، مقدمهء سالبه‌اى ذكر شود ، بهتر است از آن‌جا تبديل به موصل شود زيرا به خاطر مقدمهء سالبه ، نظام بريده مىشود . اما اگر در ابتداى قياس ، سالبه ذكر شود مىتواند تا آخر مفصل باقى بماند . چنان‌كه گفته‌ايم ، در هر قياس اقترانى سه حد وجود دارد . ازاين‌رو اگر قياس‌هاى بسيار ، از همديگر متباين باشند ، به همين نسبت اين حدود زياد مىگردند . اما اگر نتيجهء هر قياسى ، مقدمهء قياس ديگر باشد ، با اضافه كردن هر مقدمه‌اى فقط يك حد اضافه مىشود ، مانند كل الف ب و كل ب ج . در اين‌جا دو مقدمه و سه حد وجود دارد . اكنون اگر بگوييم و كل ج د مقدمات سه عدد شده و حدود چهار عدد خواهند بود . بر اين اساس همواره عدد حدود يكى بيش از عدد مقدمات است . اما اگر اين قياس‌ها بر اثبات يك مقدمه باشد و مقدمهء ديگر به‌گونه‌اى ديگر مقارن شود ، تعداد مقدمات و حدود مساوىاند ، مانند كل الف ب و كل ب ج و كل الف ج و كل ج د و كل الف د . اين‌گونه قياس در جايى به كار مىرود كه همهء قياس‌ها از يك ضرب باشند . مانند مثالى كه ذكر شد و مطلوب در آن موجبهء كلى بود . زيرا هرگاه مطلوب موجبهء كلى باشد ، مقدمات مطلوب و نيز مقدمات مقدمات ، همه موجبهء كلىاند ، نه غير آن . هيأت تأليف آن فقط ضرب اوّل از شكل اوّل است .